سفارش تبلیغ
صبا ویژن

حس لطیف من

اینجاست دلنوشته هایی که سوزانده نمی شود و میتوان گفت: دلنوشته های مجاز من..
نظر


تمام کودکان همبازی یکدیگر هستند و دنیای زیبای شان پر از نور و لبخند و اسباب بازی های نو و کهنه است. اکثر دختر بچه ها عروسکی دارند که نامی زیبا برایش گذاشته اند.. و تمام پسر ها و حتا بعضی دختر ها عاشق دوچرخه بازی هستند تا در کوچه ها ازادانه بچرخند. با ابر ها بازی میکنند... باد بادک هایی با شوق میسازند تا به دل آسمان بسپارند.. تکه های پازل را کنار هم می چینند تا نقشی پدید آید.. و خلاصه بگویم تمام چیز هایی  ک ما نیز از کودکیمان به یاد داریم و همان بازی ها الگو هایی برای زیستن هستند تا به سوی سایه ها نرویم با این حال ما درسایه زندگی می کنیم.

اکثرکسانی ک می شناسیم از کودکی شان  به نیکی یاد میکنند و می گویند یادش بخیر بچه بودیم ...چرا که کودکان کاستی های دنیا را نمی بینند و به دنبال شاد زیستن هستند ..قهرهایشان کوتاه و لبخند هایشان ماندگار است...اما ما دنیای نورانی آنان را به سوی سایه ها می کشانیم وآن نیز چون ما خواسته هایشان را پشت سایه ها هاشور می زنند. نا توانی ها و نداشتن ها  ما را به معلولیت لبخند ها یمان می رساند وحتی گاهی چنان در تمام مادیات غرق می شویم ک زیستن را فراموش میکنیم..

 بیایید دنیای رنگارنگ کودکانمان را تا به ابد پایدار سازیم تا نسل کسانی ک زیسته اند به سوی نابودی نرود.

 کودکان فلیسوفی هستند که چون ما به دنیا عادت نکرده و علت و معلول را می سنجند و به علت العلل می رسند چیزی ک ماهم در کودکی به آن رسیدیم .هر کدام رویای خود را داریم.اما حال در هیاهوی دنیا گم شده ایم.. درحالیکه زیستن را فراموش کرده و دنیای ابدیمان را به نسیم سپرده ایم. 

کودک بودیم.. پای زیستن داشتیم و لبخند هایمان همیشگی بود و نگاه هایمان سوال گونه...

بزرگ شدیم  و پای زیستن نداریم چرا که لبخند هایمان معلول و نگاه هایمان برده ی عادت شده اند..

باشد که از کودکانمان زیستن را بیاموزیم و آن ها مثل تمام نقاشی ها یشان پایی برای پرسه زدن در زندگیمان بکشند تا از این سایه سرد برون آییم..

"کارگر"

کودکان به ما می آموزند