سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
صبا

باران

پنج شنبه 95/11/28
8:52 عصر
H-Kargar



..سمیع الدعاء..

پنج شنبه 95/11/28
8:51 عصر
H-Kargar



حرف مردم

پنج شنبه 95/11/28
8:50 عصر
H-Kargar



رهی معیری

پنج شنبه 95/11/28
8:50 عصر
H-Kargar



آسمان

شنبه 95/9/20
1:43 عصر
H-Kargar

صبحی را شب می کنم

شبی را صبح

و چه زیباست این چرخش  فلک

شبی که می گذرد, با ستاره ها و تاریکی

زیباست ,زیبا..

وروزی که شب می شود با نور خورشید زیبا تر از همیشه است

پس آسمانم  همیشه زیباست

چه تاریک یا روشن آسمان است...آسمان است وزیبایی هایش

من خدا را در آسمان می یابم..

والاتر از همیشه و دنیایی سراسر آرامشی آسمانی

"کارگر"



بهترین شب بارانی

شنبه 95/9/20
1:19 عصر
H-Kargar

در شبی بارانی,

زیر بارش قطرات مروارید گون آسمان

دیدم بودن را..

 آسمان را..زندگی را..

دیدم ولذت بردم ,زندگی کردم

دیدم وخود را زهر ناهمگونی رها ساختم

رهایی که طعم بودن وزندگی کردن را می دهد

   می خاهم طعم رهایی را بچشم

 در بود ونبود ها  پایدار باشم

 سنگلاخ های  زیر  پایم  را نبینم

 و پشت درب های بسته هم آسمانی آبی داشته باشم.

"کارگر"



ساحل انتظار

چهارشنبه 95/5/20
8:47 عصر
H-Kargar

من آن ساحلم که در انتظار بوسه ی موجی است

  تا روزی از راه برسد

و خود را به آغوش من بسپارد.

پرودگارا من در انتظار آن طوفانی هستم ..

که به وصال معبودخود برسم

آری من همواره چشم به آن سوی اقیانوس می دوزم

برای روزی که همراه با موج به سوی ابدیت روان شوم

من ساحلی هستم بر لب دریایی پر ازآرامش

لیکن خود از هر گونه آرامش به دورم

و همواره می مانم درانتظار آن طوفان وهمان موج...

 در میان امواج این دریای بی کران

                                      "کارگر"

 



خدای محمد(ص)

پنج شنبه 95/5/14
5:49 عصر
H-Kargar

دوست دارم ازتمام بغض ها ولبخندهای روزمبادا بگویم

که در صندوقچه ی دلم پنهان شده تا شاید..

روزی برسد آن روزمبادایی که هرروز تکرار می شود

و باز هم می گویم باشد برای مبادا..

ای کاش صندوقچه ی دلم را به رود می سپردم تا همچو موسی شوم

در حالیکه سروی بر جای ایستاده ام

سروی که در جنگل است وهمواره کویری

هرگز نمی بینم آن سمت رود خانه را

لیکن این رسم عاشقی و بنده نوازی نیست

آری خدای موسی و محمد معبود من است

اوست که می گوید:

الا بذکر الله تطمئن القلوب.

ای آرامبخش دل من..

فقط برای تو صندوقچه ی دلم را باز می کنم

              "کارگر" 

 



گیسوی من

شنبه 95/5/9
8:52 عصر
H-Kargar

در لاله زارم خوش نشسته بودم

اما  طوفان مرا بر باد داد

و میخواهم بگویم که حال چه دارم.

گیسوانی دارم که انگار آنهارا

با ریشه ای از  جنس خواب بافته اند

درست همانند جویبار و لاله های سهراب شده ام

گیسوانی بافته ولی پریشان حال دارم

دهانم را نسیم با بود ونبودش بسته است

دستانم به آسمان گره خورده

 و چشمانم را میبندم تا نبینم

  برای من ندیدن بهتر از سیاه و سفید دیدن است

این است لاله ای که درین لاله زار خوش نشسته بود

و حال فقط تابش خورشید زندگیش را ..

بازتاب می کند به  سمت  یگانه  معبود هستی  

                                      "کارگر"



زندگی

چهارشنبه 95/4/30
3:33 عصر
H-Kargar

زندگی یعنی آرامش

یعنی توبامن

یعنی یک شروع دوباره

یعنی یک دنیا غم و شادی

که نمی خوای توش باشی

یعنی یک موقعیت تازه

که بهت فرصت زنده بودن میده

یعنی گم شدن توی شلوغی وهیاهو

یعنی هزارآرزوی محال

یعنی حسرت

یعنی صلح و آرامشی که گاه هست وگاه نیست

یعنی تکاپو و حتی گاه سکوت

یعنی لذت بردن از لحظات ناب

یعنی بودن ونبودن

یعنی بازی روزگار

یعنی آسمانی شدن..

"کارگر"



خوب یا بد می نویسم..هرآنچه از دل برآید
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حس لطیف من است. || طراح قالب avazak.ir